نگارنده در این نگاشته برآن است تا سخنان سید علی خامنه ایی ،رهبر جمهوری اسلامی که در مورد تخت جمشید بر زبان آورده را مورد نقد قرار دهد.تخت جمشیدی که به جرات می توان گفت توهین به آن می تواند توهین به تمامی فرهنگ و تمدن ایران زمین است.به راستی که تخت جمشید همچون دُری درخشان برنقشه ی ایران زمین می درخشد.اما سخن را با بخشی از سخنرانی سیدعلی خامنه ایی در استان فارس که به تاریخ 18اردیبهشت 1387گفته است آغاز می کنیم.ایشان درین سخنرانی می گوید:
از یک منظر این آثار متعلق به جباران تاریخ ایران است و نفرت از استبداد و جباریت،اینگونه آثار را در چشم و دل انسانها از جمله متدینین بی جاذبه می کند.اما از جنبه مثبت نباید فراموش کرد که این آثار به هر حال محصول سرپنجه هنرمند،ذهن خلاق ،روحیه بلند نظر و ذوق و ابتکار ایرانی است و این واقعیات تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی را در سراسر کشور مایه افتخار ملت ایران و جزو مفاخر تاریخی این کشور قرار می دهد.
درین چند سطر نکاتی مهم نهفته است.ابتدا اینکه سید علی خامنه ایی ،حکومت هخامنشیان بر ایران زمین را حکومت استبداد و جباریت می داند و خود به این نکته تایید می کند.حکومتی که با استناد به کتیبه های موجود در تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی حقوق انسانها را تا به کمال آن در هزاران سال پیش رعایت می کرده است.حقوق کارگران ،حقوق زنان و حتی آزادی بیان. اموری که رژیم کنونی ایران به رهبریت سیدعلی خامنه ایی عاجز از اعمال آن است.هخامنشیان همان قومی که یکی از نیک مردانش داریوش بزرگ بود که گفت ))من دروغگو را سخت کیفر دادم.....))اما در ایران امروز رهبر جمهوری اسلامی خود یکی از مهمترین دلایل دروغگو پروری شده است و آن را تبدیل به یک ضدفرهنگ کرده است.
آقای خامنه ایی می گوید ((درچشم و دل انسانها از جمله متد ینین)) وقتی خوب دراین جمله به دیده دقت بنگرید در می یابید که ضدونقیض است.منظور آقای خامنه ایی از انسانها چیست ؟ و چرا متدینین را مهمتر از بقیه می داند؟ آنقدرمهم که نام آنها را بعد از ((انسانها))باز بر زبان بیاورد.آیا این به آن معنی نیست که متدینین در تمامی امور در اولویت هستند؟آیا این به راستی خودنوعی نقض حقوق بشر نیست؟
اما اگر نخواهیم ار انصاف دور بیافتیم باید به این نکته اشاره کرد که آقای خامنه ایی نکته ایی به حق را نیز گفته است همانجا که می گوید)) اما از جنبه مثبت نباید فراموش کرد که این آثار به هر حال محصول سرپنجه هنرمند،ذهن خلاق ،روحیه بلند نظر و ذوق و ابتکار ایرانی است و این واقعیات تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی را در سراسر کشور مایه افتخار ملت ایران و جزو مفاخر تاریخی این کشور قرار می دهد.))که البته آقای خامنه ایی در قسمت پایانی این سخن اش باز اندکی به بیراه رفته و خود را به خوبی نمایان می کند.همانجا که در جمله پایانی میگوید ((دیگر آثار تاریخی را در سراسر کشور مایه افتخار ملت ایران و جزو مفاخر تاریخی این کشور قرار می دهد.))کاش حداقل در اینجا با ظاهر سازی می گفت(( کشورمان)) نه ((این کشور)) تا اندکی خود را ایرانی جلوه دهد و دل مردم را خوش کند!
هرچند که این سخنان بعد از چند ساعت از سخنرانی مورد انتقاد شدید ایرانیان راستین قرار گرفت و بسیار از روشنفکران بر آن شوریدند،اما آقای خامنه ایی مانند بارهای قبل خود را پاسخگو ندانست و هیچگونه اظهارنظر و معذرت خواهی ای از ملت ایران و ایران دوستان نکرد!
اما دراین جا باید اندکی به عقب بازگردیم تا بهتر دریابیم که این اولین باری نیست که رهبر جمهوری اسلامی اینگونه سخنانی بر زبان می آورد و به خوبی نشان می دهد که نمی تواند جلوی خود را بگیرد و در مورد تخت جمشید تند سخن نگوید.
سایت تابناک 14 اسفند 1386:
سازمان میراث فرهنگی وگردشگری تخت جمشید را به عنوان یکی از مکانهای برگزاری مراسم تحویل سال نو انتخاب کرده و برنامه های متنوعی نیز در این مکان برگزار خواهد کرداین در حالی ست که چنین تصمیمی یک بار نیز درسال1377ودرزمان دولت خاتمی از سوی این سازمان اتخاذ شده بود که مورد انتقاد صریح رهبر انقلاب قرار گرفت.سازمان میراث فرهنگی بر همین اساس اعلام کرده است که ((لحظه تحویل سال را در سه نقطه کشور از جمله تخت جمشید جشن خواهیم گرفت و.....)) این در حالی ست که رهبر انقلاب در اول فروردین ماه 1387 در صحن مرقد امام رضا در بخشی از سخنان خود گفت((شما ببینید در ایام تحویل سال مردم چه مکانهایی اجتماع می کنند.مردم دیشب با اینکه دیر وقت بود در مرقد مطهر تا صبح برروی زمین نشسته بودند.یعنی عید نوروز همراه با معنویت!یا دیشب هزاران نفر به طرف مرقد امام خمینی رفتند و تا صبح آنجا بودند جای سوزن انداختن نبود!این یعنی جنبه معنوی.خوب حالا یک نفر هم پیدا می شود که از سر اشتباه و ندانم کاری به جای مرقد امام رضا و امام خمینی و حضرت معصومه و مراسم معنوی می رود و تخت جمشید را زنده می کند!!!. البته تخت جمشید یک اثر معماری ست و انسان آن را تحسین می کند.اما این غیر از آن است که ما دل ها و جان ها و اذهان مردم را متوجه به آن نقطه کنیم زیرا در آن مکان خبری از معنویت نیست! بلکه نشانه یی از طاغوت است.در همان ساختمان هایی که اکنون بعد از گذشت یکی دو هزار سال ویران شده اند،زمانی به مناسبت همین نوروز خدا می داند که چقدر بی گناه در مقابل تخت طاغوت های زمان به قتل می رسیدند و چقدر دل ها ناکام می شدند!))
خواهش می کنم دو پاراگراف پایانی سخنان رهبر جمهوری اسلامی بخصوص قسمتهای رنگی را دوباره بخوانید!آقای خامنه ایی نخست اینکه جمعیت انبوهی از ایرانیان عاشق میهن را که در نوروز امسال به تخت جمشید رفتند تا از آن بازدید کنند و نیاکان خود را تحسین کنند ،را در کمال بی انصافی و بی ادبی انسانهایی ندانم کار خطاب می کند.لابد این آقا نمی داند که به چه کسی می گویند ندانم کار!.این در حالیست که طبق آمار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که سازمانی ست زیر نظر دولت رکورد بازدید مردم در نوروز87 از تخت جمشید شکسته شد.اما باید دید که چرا رهبر این آمار را نادید می گیرد.در ادامه به این موضوع خواهم پرداخت.
اما آقای خامنه ایی مدعی است که در تخت جمشید خبری از معنویت نیست!حال یکی نیست که از این آقا این سوال را بکند که در اثری چنین بزرگ و هنرمندانه مگر ممکن است معنویت نباشد؟اصولا مگر هنرمندی وجود دارد که معنویت در او ضعیف باشد و آیا این معنویت نیست که حس زیبایی دوستی انسان ها را تحریک کرده و خود را به شکل هنر نشان می دهد؟هنر به تمامی معنا معنویت است.کاش ایشان اندکی از هنر سر در می آورد.البته از هنری که ارزشی والا در مقام تخت جمشید داشته باشد نه هنری که آن مردک به اصطلاح شاعر در شیراز آن را به شکل غزلی چاپلوسانه بر زبان آورد طوری که خود آقای خامنه ایی سراش را از شرم پایین انداخت!
اما در قسمت دیگری از این سخن ایشان،رهبر جمهوری اسلامی در قالب باستانشناسی برجسته ظاهر می شود و ادعایی می کند که خود بدون شک می داند از روی احساسات است نه از روی عقل!.
ایشان می گوید: در همان ساختمان هایی که اکنون بعد از گذشت یکی دو هزار سال ویران شده اند،زمانی به مناسبت همین نوروز خدا می داند که چقدر بی گناه در مقابل تخت طاغوت های زمان به قتل می رسیدند و چقدر دل ها ناکام می شدند!))
این موضوع را حتی باستانشناسانی بزرگ مانند گیرشمن نتوانسته اند ثابت کنند.شگفتا که ایشان اینگونه بدون تحقیق و نسنجیده سخن می گویند.البته ایشان احتمالا مطالعاتی در مورد دوران کهن داشته اند اما نفهمیده اند که این موضوعی که بیان کرده اند متعلق یه روم باستان است که پادشاهانش خونخوار بوده اند،نه متعلق به پادشاهان ایران که شرح حالشان موجود است.به جرات می توان گفت که آقای خامنه ایی با این ادعای بی پایه و اساس که کرده است علامت سوال بزرگی در مقابل مقام رهبریت خود قرار می دهد.
سخن پایانی:
به نظر می رسد که بزرگترین دلیل توهین های مکرر آقای خامنه ایی به تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی ایران را می توان به خوبی حدس زد.بزرگترین دلیل این امر ترس است! اما ترس از چه؟
ترس از ملتی که دارد باشعورتر می شود.شعوری که درک کرده است که تنها چیزی که می تواند کمررژیم جبار و مستبد اسلامی را به خاک بزند،همین آثار تاریخی و شناختن سازندگان آنهاست.ایرانیان راستین ،که بسیارند،یه نیکی دریافته اند که فرهنگ برتر کدام است.فرهنگی که حقوق بشر را رعایت می کند یا فرهنگی که قوانین جاهلیت را اجرا می کند!
آقای خامنه ایی به نیکی می داند که نمی تواند در مقابل میهن دوستی ایرانیان بایستد و این نقطه ضعفی بزرگ برای ایشان است و بدون شک از این امر هراس دارد.هراس از اینکه می داند مردمان ایران زمین دریافته اند که نسبت به هزاران سال پیش نزول کرده اند و باید دست در دست هم دهند و کمر خم شده ی خود را راست کنند و در مقابل متجاوزین به حقوق خود دربیایند.آقای خامنه ایی سخن از جباریت هخامنشیان می زند در حالی که این سلسله غرور آفرین چندین قرن بر ایران زمین حکومت کرد،و این در حالی ست که حکومت جمهوری اسلامی تنها پس از 30سال ، یکی از جنایتکارترین رژیم های نه تنها ایران بلکه جهان شناخته شده است.
همین امرباعث آن می شود که ایشان به راحتی حقایق را نادیده بگیرد زیرا حقیقت تلخ است و آن اینکه ایشان عادل نیست.همین امر سبب می شود که خواب ناز شبانه ایشان بر هم بخورد.